على محمدى خراسانى

301

شرح مكاسب (فارسى)

شود مسلّم و مفروغ عنه گرفته و لذا از امام عليه السلام مىپرسد : اگر امكان نداشت كه با شمردن معامله كنيم مىتوانيم با كيل معامله كنيم ؟ امام فرمود : لابأس « 1 » . وجه استدلال اين است كه امام عليه السلام آنچه را در ذهن سائل مرتكز بود ردع نكرد و نفرمود : اصل اينكه بايد به شمردن باشد باطل است بلكه آن را تقرير و امضاء كرد ( با سكوتش ) و صورت ضرورت را جواب دادند كه : مانعى ندارد به كيل اين كار انجام شود . قوله : و يظهر : تنها كسى كه مخالفت كرده و شمردن را در معدودات لازم ندانسته مرحوم مقدّس اردبيلى است كه فرموده : بيع معدودات بدون شمردن و تنها با مشاهده ( كه ببينند و تخمين بزنند ) كافى است . « 2 » ولى سخن محقّق مردود است و روايتى كه بعداً در رابطه با بيع گردو خواهد آمد اين فتوى را ردّ مىكند . قوله : و المراد : منظور از معدودات چيست ؟ مراد آن اموالى است كه مقدار و اندازهء ماليّت و ارزش و بهاى آنها بوسيلهء شماره كردن معلوم مىشود مثلًا ده گردو چقدر ارزش دارد ؟ پنج عدد تخم مرغ چقدر قيمت دارد ؟ و . . . آيا گوسفند و اسب و گاو و . . . از معدودات است كه بگوييم : يك عدد گوسفند كذا ، يك عدد اسب كذا ، ؟ مىفرمايد : خير ، اينها از معدودات نيستند كه مقدار ماليّت آنها با شمردن معلوم مىشوند بلكه با مشاهده معامله مىشوند ( در نسخه‌اى كلمهء ثوب دارد كه مراد پارچه يا پيراهن است و در نسخه‌اى كلمهء ثور دارد كه مراد گاونر است و با دو مثال قبل اين مناسبتر است . ) قوله : و عدّ : علّامه ره خربزه و بادنجان ( بادمجان ، بادنگان ، باتنگان هم صحيح است ) را در زمرهء معدودها به حساب آورده كه با عدد معامله مىشوند . و در كتاب قواعد در شروط بيع سلف اين مطلب را آورده كه : در بيع سلم در مثل خربزه ، بادنجان و انارى كه پيش فروش مىشوند بايد به وزن معامله شوند و عدد كافى نيست . ولى در بيع معمولى ( بيع حالّ و

--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ج 12 ، ص 258 باب 7 حديث اوّل . ( 2 ) . مجمع الغايده ج 8 ، ص 178 .